
قانون طلاق ایرانیان غیر شیعه
قانون طلاق در کشور ما عمدتا ریشه در مذهب و مقررات فقهی دارد. قبل از ورود به بحث اشاره به این مطلب بسیار حائز اهمیت است که در کشورمان مذاهب و ادیان مختلفی زندگی می کنند که همه شهروند ایران و تابع قانون اساسی می باشند. بعضی از این مذاهب و ادیان مثل حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی، زیدی، زرتشتی، کلیمی و مسیحی توسط قانون اساسی به رسمیت شناخته شده اند و بر طبق اصل قانون اساسی در احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) بر طبق آیین خود عمل می کنند و دادگاه ها نیز مکلفند بر طبق مقررات احوال شخصیه آنها رسیدگی و تصمیم گیری نمایند. با این توضیح طلاق ایرانیان غیر شیعه مذکور بر طبق مقررات مذهب یا دین خودشان می باشد و مبنای رسیدگی دادگاه نیز دین خود آنها است.
ماده ۶ قانون مدنی هم چنین مقرر کرده است: قوانين مربوط به احوال شخصيه از قبيل نكاح و طلاق و اهليت اشخاص و ارث در مورد كليه اتباع ايران و لو اينكه مقيم در خارجه باشند مجري خواهد بود.
رای وحدت رویه شماره ۳۷ مورخ ۱۹/۹/۱۳۶۳ هیات عمومی دیوان عالی کشور هم دادگاه ها را به رعایت قواعد و عادات مسلمه ایرانیان غیر شیعه در خصوص احوال شخصیه (ارث، وصیت، ازدواج و طلاق) تکلیف کرده است. بنابراین قانون طلاق مذاهب شناخته شده کشور همان قوانین طلاق دین و مذهب زوجین است.

قانون طلاق ایرانیان شیعه
همانطور که گفته شد مقررات مربوط به طلاق ریشه در فقه جعفری دارد که در سال ۱۳۰۷ با تصویب قانون مدنی جنبه قانونی پیدا کرد و در طول سالیان متمادی موادی از آن دستخوش تغییر بوده است.
از دیگر قوانین مرتبط با طلاق قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱ و آیین نامه اجرایی قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۳ می باشد.
عنایت داشته باشید که عقد نکاح به دو نوع است عقد نکاح دائم و عقد نکاح موقت. بر طبق ماده ۱۱۲۰ قانون مدنی عقد نکاح دائم به فسخ یا طلاق منحل می شود و عقد نکاح موقت به اتمام مدت یا بذل مدت منحل می شود.
قانون فسخ نکاح
مواد ۱۱۰۱، ۱۱۲۰تا ۱۱۲۸ و ۱۱۳۱ قانون مدنی اختصاص به فسخ نکاح دارد که برای داشتن اطلاعات کامل تر می توانید به آنها مراجعه نمایید. اما اجمالا اینکه یکسری عیوب که در قانون ذکر شده است اگر یکی از زوجین در هنگام عقد داشته باشند که طرف مقابل از آنها بی اطلاع بوده باشد پس از اطلاع به قید فوریت عرفی می تواند عقد نکاح را با دادن دادخواست فسخ نکاح، منحل نماید.
البته اگر مردی بعد از عقد هم دچار جنون یا عنن(ناتوانی در نعوذ) شود زن می تواند عقد نکاح را فسخ نماید.
نکته: علاوه بر عیوب مذکور در قانون اگر یکی از طرفین وصف خاصی را برای طرف مقابل صریح یا ضمنی شرط کرده باشد و بعد از عقد معلوم شود که فاقد وصف بوده، شرط کننده می تواند عقد نکاح را فسخ کند.
همینطور است اگر شرط در عقدنامه ذکر نشده باشد ولی از بنا مقصود طرفین این شرط استنباط شود. به عنوان مثال چندی قبل مردی دادخواست فسخ نکاح داده بود که زوجه به دلیل کوچک بودن غیر متعارف طول واژن امکان دخول مناسب وجود ندارد و…، پس از کش و قوس فراوان در دادگاه بدوی و تجدید نظر استان، در نهایت دیوان عالی کشور فسخ نکاح را به دلیل شرط بنایی می پذیرد به این استدلال که اگر چه در عقدنامه صریحا ذکر نشده است و از عیوب مصرح در قانون هم نیست، ولی داشتن رابطه زناشویی متعارف حق طرفین است و زوج نمی دانسته که زوجه به دلیل کوچک بودن مادرزادی طول واژن امکان عنل زناشویی مطلوب و متعارف را ندارد و نکاح فسخ می شود.
